کاربر:Yazdani/صفحه تمرین۱

از ویکی‌موضوع

سوگَند یا قَسَم اقراری است که فرد با یاد کردن خداوند یا شخصی بزرگ به‌عنوان شاهد، سخن خود را تأیید یا تعهد می‌کند. این عمل نوعی تعظیم محسوب می‌شود و نشان‌دهنده اهمیت موضوعی به اندازه نام خداوند برای فرد است. سوگند می‌تواند با الفاظ عربی یا فارسی بیان شود.

قرآن و روایات از قسم خوردن در امور شخصی به غیرخدا نهی کرده‌اند، مگر آنکه جنبه شرک‌آمیز نداشته و در راستای اهداف تربیتی، هدایت، دفع ظلم یا تعظیم امور مقدس باشد. خداوند خود در قرآن به موارد متعددی قسم یاد کرده است. از شیطان به‌عنوان اولین کسانی یاد می‌شود که برای فریب انسان‌ها سوگند یاد کرد.

سوگند دروغ در امور شخصی حرام و از گناهان کبیره است، درحالی‌که سوگند راست کراهت دارد. در فقه و امور حقوقی، سوگند دروغ می‌تواند منجر به کفاره یا مجازات حدی شود. انواع سوگند عبارتند از: «بیهوده» که بدون قصد و از سر عادت بر زبان جاری شود که گناهی ندارد؛ «تأیید یا اخباری» که تأیید خبر است و دروغ بودن آن گناه کبیره محسوب می‌شود؛ و سوگند درخواست که برای تحریک طرف مقابل به انجام خواسته است مانند تو را به خدا کتاب را به من بده، که طبق نظر برخی، نه برای سوگندخورنده و نه طرف مقابل، الزام‌آور نیست و ترک آن گناه یا کفاره ندارد.

شرایط صحت سوگند شامل اهلیت سوگندخورنده (بلوغ، عقل، اختیار)، ادای آن به نام خدا، جاری شدن بر زبان، مخالفت نداشتن با شرع و داشتن قدرت بر انجام مورد قسم است. همچنین، مخالفت پدر یا شوهر ممکن است باعث باطل شدن سوگند شود.

مفهوم‌شناسی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

سوگند یا قَسم اقراری است که فرد به‌وسیله آن خدا یا شخص بزرگی را شاهد می‌گیرد تا تأکید یا تعهدی بر سخن خود داشته باشد.[۱] به عقیده علامه طباطبایی، سوگند خوردن به هر چیزی نوعی تعظیم آن مورد است.[۲] شخصی که قسم می‌خورد، قصد دارد نشان دهد که انجام عمل یا تعهد برایش به‌اندازه نام خداوند اهمیت دارد.[۳] سوگند می‌تواند با الفاظ عربی مانند «تَالله، بِالله، وَالله» یا به زبان فارسی مانند «به خدا سوگند» بیان شود.[۴]

از سوگند به تعهد، یمین، أیمان و پیمان نیز تعبیر می‌شود.[۵]

جایگاه و پیشینه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

فقهای شیعه در کتاب‌های فقهی مانند توضیح المسائل اقسام، شرایط و احکام «سوگند» را بیان کرده‌اند.[۶] همچنین در کتاب‌‌های روایی، در باب أیمان از سوگند بحث شده است.[۷]

در قرآن و روایات، قسم خوردن در امور شخصی به خداوند یا غیر او مانند قرآن، پیامبر(ص) و ائمه(ع) نهی شده است، اما اگر جنبه شرک‌آمیز نداشته باشد یا برای اهداف تربیتی، هدایت، دفع ظلم و تعظیم امور مقدس باشد مشکلی ندارد.[۸]

خداوند در قرآن به مواردی مانند جان پیامبر(ص)، قیامت، جان انسان، فرشتگان، خورشید، ماه، شب، روز، شفق، صبحگاهان، مکه، انجیر و زیتون قسم یاد کرده است.[۹] طبق گزارش‌ها، واژه قسم حدود ۹۳ بار در قرآن ذکر شده است.[۱۰]

از شیطان به‌عنوان اولین کسانی یاد می‌شود که برای فریب انسان‌ها سوگند یاد کرد[۱۱] و در مورد حضرت آدم(ع) و حوا(س) نیز قسم دروغ خورد تا خیرخواهی خود را اثبات کند.[۱۲] حضرت ابراهیم(ع) نیز در خطاب به بت‌پرستان برای شکستن بت‌ها، سوگند یاد کرده است.[۱۳]

انواع و احکام[ویرایش | ویرایش مبدأ]

قسم خوردن در امور شخصی اگر دروغ باشد حرام و از گناهان کبیره است، و اگر سوگند راست باشد کراهت دارد.[۱۴] از سوگند در دو جا یکی در «فقه» و دیگری در «دادگاه و امور حقوقی» بحث می‌شود.[۱۵] سوگند در فقه در صورت دروغ بودن و مخالفت، منجر به پرداخت کفاره و کسی که در دادگاه قسم دروغ بخورد، محکوم به یک تا سه سال حکم تأدیبی خواهد شد.[۱۶] برخی از کاربردهای قسم در مسائل حقوقی، اثبات بی‌گناهی، اثبات ادعا، اثبات حق نداشتن بر میت و همچنین به عنوان تمام‌کننده دعوا بیان شده است.[۱۷]

کفاره شکستن قسم، سیر کردن ۱۰ فقیر یا پوشاندن آنها، یا آزاد کردن یک بنده و اگر قادر به انجام این کار‌ها نبود، سه روز روزه است.[۱۸]

فقها برای سوگند انواعی برشمرده‌اند:

  1. سوگند بیهوده: سوگندی که بدون قصد، اراده و تعهد و از سر عادت بر زبان جاری شود. طبق آیه: «لَا یؤَاخِذُکمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیمَانِکمْ»(سوره مائده، آیه۸۹) این‌گونه قسم‌ها کفاره و گناهی ندارد و خداوند مردم را بخاطر آن مؤاخذه نمی‌کند.[۱۹]
  2. سوگند تأیید یا اخباری: به معنای تأیید کردن خبری که در گذشته یا حال اتفاق افتاده است. در صورت دروغ بودنِ این نوع قسم، شخص مرتکب گناه شده و کفاره ندارد. به این نوع قسم در روایات «یمین الغَموس» نیز گفته می‌شود.[۲۰] به عقیده سید ابوالقاسم خویی قسم دروغ برای نجات مسلمان اشکالی ندارد.[۲۱]
  3. سوگند درخواست: قسمی که شخص آن را به هنگام درخواست چیزی استفاده می‌کند، تا طرف مقابل را برای انجام خواسته‌اش تحریک کند. مانند: تو را به‌خدا کتاب را به من بده. به عقیده برخی این قسم نه برای قسم‌خورنده و نه برای طرف مقابل، الزام‌آور نیست و انجام ندادن آن باعث گناه یا کفاره نمی‌شود.[۲۲]

شرایط[ویرایش | ویرایش مبدأ]

فقها برای سوگند شرایطی بیان کرده‌اند که به برخی از آن بدین شرح است:

  • اهلیت سوگند خورنده: از شرایط سوگند این است که شخصی که قسم می‌خورد، بالغ، عاقل، داری اختیار و اراده باشد. قسم شخصی که دیوانه، نابالغ، عصبانی و مست است، مورد قبول نیست.[۲۳]
  • سوگند به نام خدا: قسم به خداوند باید به نام «الله» یا یکی از نام‌ها، اوصاف و افعال مختص به او باشد. مانند خدا، خالق، رازق. به عقیده برخی سوگند به غیر نام خداوند از جمله قرآن، ائمه معصومین و کعبه، شامل احکام فقهی قسم مانند کفاره و روزه نمی‌شود.[۲۴]
  • جاری شدن بر زبان: قسم باید بر زبان جاری شده و اشخاصی که قادر به تَکلم نیستند، با نوشتن سوگندشان جاری می‌شود.[۲۵] امام خمینی بر این نظر است که سوگند لال با نوشتن منعقد نمی‌شود و نیاز به اشاره‌ای است که گویای سوگند خوردن او است. [۲۶]
  • مخالفت نداشتن با شرع: به عقیده برخی قسم باید برای انجام واجب، مستحب، یا ترک مکروه و حرام و یا برای کاری که منفعت داشته باشد، جاری شده و در غیر این صورت شامل احکام قسم نمی‌شود. به‌عنوان مثال شخصی که قسم یاد کند ترک صله رحم کند؛ سوگندش باطل است.[۲۷]
  • قدرت و توانایی: سوگند خورنده باید در هنگام قسم خوردن، توانایی و قدرت بر انجام مورد قسم را داشته باشد.[۲۸] سید سیستانی معتقد است اگر بعد‌ها قدرت انجام قسم را داشته باشد نیز، قسم صحیح است.[۲۹]
  • مخالفت نداشتن پدر یا شوهر: به عقیده برخی فقها جلوگیری شوهر از قسم خوردن همسر و یا پدر از فرزند موجب باطل شدن سوگند می‌شود.[۳۰]

پانویس[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. سعیدی، «واژه قسم»،در دایرة المعارف تشیع، تهران، انتشارات حکمت، چاپ دوم، ۱۳۹۰ش، ج۱۳، ص۱۶۸.
  2. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۴۰۳.
  3. مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۵۰.
  4. مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۶۰.
  5. سعیدی، «واژه قسم»، ج۱۳، ص۱۶۹؛ سوره مائده، آیه ۸۹.
  6. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹؛ خویی، توضیح المسائل، ۱۴۲۲ق، ص۴۸۶.
  7. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۷،ص ۴۳۹؛ شیخ صدوق، المقنع، ۱۴۱۵ق، ص۴۰۷؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۳۶۱.
  8. سبحانی، مرزهای توحید و شرک در قرآن، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۱۷؛ مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۴۳.
  9. مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۲۸.
  10. مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۲۷.
  11. خرقانی، «در آمدی بر سوگند‌های قرآنی»، ص۴۰.
  12. خرقانی، «در آمدی بر سوگند‌های قرآنی»، ص۴۰.
  13. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۳، ص۴۳۱.
  14. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۸؛ مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۳۵.
  15. امین، «سوگند در اسلام و ایران»، ص۱۱۲و ۱۱۶.
  16. امامی، حقوق مدنی، تهران، ج۶، ص۲۲۵.
  17. امین، «سوگند در اسلام و ایران»، ص۱۱۳-۱۱۷.
  18. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۸.
  19. مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۵ و ۴۵۶.
  20. مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۵ و ۴۵۶.
  21. خویی، توضیح المسائل، ۱۴۲۲ق، ص۴۸۶.
  22. مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۵ و ۴۵۶.
  23. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹؛ مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۷.
  24. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹؛ مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۸.
  25. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹؛ مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۸.
  26. خمینی، تحریرالوسیله، ناشر: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى( ره) ج۲، ص۱۰۶.
  27. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹؛ مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۹.
  28. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۰۹ و۸۱۰؛ مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۵۹.
  29. رساله توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۸۱۲.
  30. مدرسی، احکام معاملات، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۶۰؛ خویی، توضیح المسائل، ۱۴۲۲ق، ص۴۸۵.

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  • ابن‌خلدون، ابوزید عبد الرحمن بن محمد، تاریخ بن خلدون، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • ابن‌کثیر، عمادالدین اسماعیل بن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • امین، سید حسن، «سوگند در اسلام و ایران»، در ماهنامه کانون، تهران، نشر قوه قضاییه، اردیبهشت ۱۳۸۴ش.
  • خرقانی، حسن، «درآمدی بر سوگند‌های قرآنی»، در مجله الهیات و حقوق، مشهد، نشر دانشگاه علوم اسلامی رضوی، پاییز ۱۳۸۰ش.
  • خمینی، روح الله، تحریرالوسیله، ناشر: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى( ره)، تهران، بی تا.
  • خویی، ابوالقاسم، توضیح المسائل، قم، موسسه احیاء آثار امام خویی، ۱۴۲۲ق.
  • دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، مجلس شورای اسلامی، ۱۳۶۶ ش.
  • دینوری، ابوحنیفه، اخبار الطوال، تهران، نشر نی، ۱۳۶۴ش.
  • رساله توضیح المسائل مراجع، گردآورنده بنی هاشمی خمینی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۲ش.
  • سعیدی، محمد حسن، «واژه قسم»، در دایرة المعارف تشیع، تهران، انتشارات حکمت، چاپ دوم، ۱۳۹۰ش.
  • شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، قم، موسسه آل البیت، ۱۴۰۹ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، المقنع، قم، موسسه امام هادی(ع)، ۱۴۱۵ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، انتشارات دفتر اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعه فی احکام الشریعة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، سوگند‌های پر بار قرآن، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب، چاپ دوم، ۱۳۸۶ش.
  • مدرسی، محمد تقی، احکام معاملات، قم، انتشارات محبان الحسین(ع)، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.